درباره ی من «هیرگاموس» و این وبلاگ

 

 متولد ١٦ فروردین ٦١ شمسی هستم . همان دهه ی ایدئولوژی زده مارکسیست های اسلامی و مخلوط . و من متنفر از مارکسیست وطنی و این اراجیف وقت تلف کن برای عده یی عقده یی.

لیسانس کوچکی دارم در سیالات و مکانیک ش. و کمی سواد در ریاضی و تدریس و تالیف ش . و چند سالی ست که ساکن تهران م . طویله بزرگ  .

و اما اصل مطلب :

چند سالی ست مثلا وبلاگرم . و سبک و سیاق و محتوایی دارم کاملا شخصی و برگرفته از تمام آنچه که خواندم و دیدم و یقین کردم . و امروز بد یقین کردم . چیزی که می دانم اغلب مان نداریم . دو سال ست که وبلاگ می نویسم اما نه به معنای عمومی . اینجا و همچنین وبلاگ قبلی م  دفترچه یی ست از روزمره نویسی  و یقین های بنده  برای چند نفری از دوستان صمیمی م که بخوانند . و اصلا مایل نیستم هیچ غریبه یی اینجا را بخواند. مگر همین چند خط را . که نوشته هایم در عین ساده گی و ناقابلی از یقین هایی می آید که تابوهای جامعه یی را له می کند . اگرچه اصلا تابوشکنی نه قصد من بوده و نه سرگرمی من  . هیچ وقت. اما خب یقین هایم ایستاده ست در برابر ذهن های متعصب و دهن های گاله یی که منطق ندارند . و من هم ترجیح می دهم  دهان های گاله را به حال خود واگذارم بجای داشتن تنش های پی در پی با ایشان . و دیگر اینکه من از نام های مجازی بیزارم. از عقده یی های ناشناس که در مجازستان در عین بزدلی گشوده می شوند. از تمام آنهایی که در وبلاگستان دروغ و نقاب را با نام مستعار رنگ می کنند و عقده های نبودن و نداشتن شان را می گشایند . هیچ وقت وبلاگ م جز واقعیت روزمره م – نه حقیقت چرند – نبوده ست بی دروغ و اغراق.

برای همین وبلاگ نمی نویسم بلکه در دفترچه یی کاملا خصوصی برای دوستان م می نویسم . لخت و عور برای دوستان و بس.

با احترام تام برای غریبه ها.

همین.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.